توضیحات
نویسنده: علیرضا جوانمرد
ویراستار: ترانه وحدانی
طرح جلد: علیرضا جوانمرد
شابک نسخهٔ چاپی: 978-1-7383638-2-7
شابک نسخهٔ الکترونیک: 978-1-7383638-3-4
*****
برشی از پیشگفتار بهقلم دومین خوانندهٔ کتاب:
رمان پدرم کالیگولا را میکشد، نمونهای مثالزدنی از یک جهان داستانی سرشار از اندیشهٔ انتقادی و خلاقانه است. این رمان، بدون آنکه از قضاوت بازار پررونق سطحینویسی بهراسد، جهانی پیچیده و تودرتو از معانی میسازد. بیآنکه داستان را افشا کنم، میتوان خلاصه گفت که پدرم کالیگولا را میکشد، در سطح نخست، یک داستان عجیب و جذاب دارد که آن را خواهید خواند… این پیرنگ عجیب، در متن لایههای تودرتوی استعارهها، ساختار روایی پیچیده و پسامدرن، روابط میانمتنی با متون ادبی و تاریخی و مذهبی، و فضاسازیهای بهتآور ساخته میشود. تحلیل روایتشناسانهٔ این رمان، مستلزم بررسی ساختار پیچیده و عناصر روایی مختلف آن است. رمان، در فرم، از انواع ساختارشکنی بهره میبرد: از روایت و راوی نامعتبر، تا دخالتهای متعدد راوی و متالپسیس (تغییر سطح روایت)، سخن گفتن شخصیتها با مخاطب و ورود ناگهانیشان به ساحت نقد متن رمانی که خودشان شخصیتهای آناند، سربرآوردن راویان متعدد، ابهام و ادغام شخصیتها در همدیگر، بینامتنیت در اشارهها به متون مقدس و تقلیدها از آنها، ادبیات داستانی معاصر فارسی و جهان، استفاده از پاورقیها در تقلید و نقد متون علمی و رخدادهای تناقضآمیز. جالب اینجاست که همهٔ این عدولهای فرمی، با درونمایه و سیر رخدادها و شخصیتهای داستان، وابستگی معنایی دارد و صرفاً برای ذوقآزمایی و بهاصطلاح ادای شکلی به کار نرفتهاند.
***
«… خوانندگان گرامی! توجه فرمایید! خوانندگان عزیز! توجه فرمایید! خداوند با شما سخن میگوید. با این مقدمهٔ تکاندهنده، پدرم کالیگولا را میکشد از همان ابتدا مرزهای روایت را در هم میشکند و خواننده را به ورطهٔ هولناکِ یک بحران وجودی پرتاب میکند. این رمان نهتنها تاریخ را بازنویسی میکند، بلکه با درهمآمیختن ایمان، ایدئولوژی، خشونت و هویت، خواننده را وادار به مواجههای وحشتناک با خود و جهان میکند.
راوی، که خود را هم خدا و هم شمر معرفی میکند — تجسمی از قدرت مطلق و چهرهای منفور در تاریخ — با این دوگانگی هولناک، مفهوم عدالت، الهیات و حافظهٔ تاریخی را به چالش میکشد. اما این رمان صرفاً یک داستان نیست، بلکه بازجوییای فلسفی و تاریخیست که ما را وادار به پرسیدن سؤالاتی اساسی میکند:
چگونه تاریخ را میسازیم و چه کسانی روایتهای مسلط را تعیین میکنند؟
آیا خشونت یک امر مقدس است یا تنها ابزاری برای قدرت؟
آیا میتوان از چرخهٔ ایدئولوژیها و خشونت تاریخی گریخت؟
… یکی از ویژگیهای منحصربهفرد و جسورانهٔ این رمان، معرفی راوی بهعنوان خدا و شخصیتی منفور و تاریخیست. او در همان ابتدا میگوید: «اینجانب خدا، که در بین زمینیها با نام شمر هم شناخته میشوم، مانند تمامی خدایان راستین تاریخ، مظلوم واقع شدهام.» این جمله بهطور ناگهانی ما را با یک چالش عمیق روبرو میکند: اگر روایتهای تاریخی اخلاق را تعیین میکنند، آیا امکان رستگاری برای کسانی که تاریخ آنها را «خائن» خوانده است، وجود دارد؟…
«… این رمان نهفقط نقدی بر تاریخ، بلکه نقدی بر نحوهٔ شکلگیری تاریخ است. اسطوره و ایدئولوژی در این داستان نهفقط بازتاب واقعیت، بلکه ابزار قدرت و کنترلاند. پدر، همچون یک ایدئولوژی زنده بر پسر سایه افکنده است. در جایی از داستان پدر از پسر میپرسد: «چرا یک داستان تازه نمینویسی؟» اما راوی پاسخ میدهد: «از داستاننوشتن چه خیری دیدهام که باز بنویسم؟» این ردکردن خلق یک روایت جدید همان اسارت در تاریخ است. او نمیتواند آیندهای را تصور کند که از گذشته جدا باشد.
… در پدرم کالیگولا را میکشد شهادت از یک عمل مقدس به یک نمایش عجیب تبدیل میشود. راوی رؤیای ساختن یک حسینیهٔ عظیم را دارد که در آن نه حقیقت بلکه بازنمایی حقیقت اهمیت دارد: «چقدر باشکوه است که سالنی بزرگ با سیستم صوتی و تصویری قوی، بهترین مداحها و روضهخوانها و واعظها، مردم از سراسر کشور که هیچ از سراسر جهان برای هیئت من میآیند.» این شهادت دیگر یک تجربهٔ معنوی نیست، بلکه به یک آیین نمایشی عجیب بدل شده است.
… یکی از تکاندهندهترین لحظات رمان، درک راوی از چرخهٔ تکراری خشونت است: «باید این گودی را وجببهوجب حفر کنم تا جسدم را بیابم. آیا پدرم مرا کاشته است در زهدان مادرم و آبیاریاش میکند تا باز برویم؟» در این لحظه مرز میان قاتل و مقتول از بین میرود. پسر در حال تبدیلشدن به پدر است. خشونت بهجای آنکه پایانی داشته باشد، به آغاز دیگری تبدیل میشود، و تاریخ نه یک خط مستقیم بلکه یک دایرهٔ بیپایان است.
این رمان با بهتصویرکشیدن چرخهٔ بیپایان خشونت و تکرار تاریخ، خواننده را با این پرسش مواجه میکند که آیا رهایی از این چرخه و ساختن آیندهای متفاوت ممکن است؟ آیا میتوان از زخمهای گذشته گذشت و از تکرار آن جلوگیری کرد؟ این رمان با کاوش در تأثیرات روانی ترومای تاریخی و دشواری رهایی از گذشته به بررسی این مسائل عمیق میپردازد… »
دکتر فرشید ساداتشریفی، ادبپژوه و استاد ادبیات کاربردی در موسسهٔ علمیآموزشیِ سَماک، ساکن کیچنرِ انتاریو






