توضیحات
به کوشش: بهاره دهکردی
ویراستاران: سیما غفارزاده و هومن کبیری پرویزی
طرح جلد: فرهاد سفیدی، برگرفته از عکس محمد محمدعلی، کاری از محمدرضا امینی چهرق
شابک نسخهٔ چاپی: 978-1-7383638-4-1
شابک نسخهٔ الکترونیک: 978-1-7383638-5-8
کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»: مجموعهٔ مقالات و گفتوگوهای محمد محمدعلی دربارهٔ چهرههای برجستهٔ ادبیات معاصر، در جریان دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور رونمایی شد و اکنون نسخههای چاپی و الکترونیکی آن در سراسر جهان در دسترس است. نسخهٔ چاپی این کتاب شامل نمایهٔ اسامی با بیش از ۳۵۰ مدخل برای دسترسی آسانتر به محتوای کتاب و استفاده از آن بهعنوان مرجعی برای پژوهندگان و علاقهمندان به ادبیات است.
گردآوری و تنظیم این کتاب را بهاره دهکردی بر عهده داشته و مراحل ویرایش، نمونهخوانی و آمادهسازی نهایی آن پس از درگذشت زندهیاد محمد محمدعلی انجام گرفته است.
محمد محمدعلی در بخشی از پیشگفتار این کتاب که کمتر از یک ماه پیش از درگذشتش نوشته شده، دربارهٔ این کتاب مینویسد: «مجموعهٔ «یادگاری روی دیوار دیگران» آنطور که از نامش پیداست، یادآور گونهای ادبیات شفاهی بهطور کلی، و جزئی از تاریخ شفاهی است که در غرب سابقهٔ طولانی دارد.
…آنچه حالا و اکنون در خصوص این مجموعهٔ کتبی و شفاهی گفتنی است، آنکه هرچند بیشتر صفحاتش اختصاص یافته به یادداشتهای کوتاه و بلند راقم سطور دربارهٔ برخی آراء و آثار نویسندگان معاصر، اما در ذات خود چون دلی یا گذری و نظری بوده، باز هم در ردیف خاطرات قرار میگیرد.
این نوشتهها دربرگیرندهٔ برخی یادداشتهای من است در بازهٔ زمانی سیساله (۱۳۶۶ – ۱۳۹۶) و بهطور کلی در جوار و حوالی ادبیات شفاهی و صرفاً دربارهٔ نویسندگان و شاعران ایرانی و بعید نیست بخشی از آن با معیارهای امروزِ نقد و نظر همخوانی نداشته باشد. از سوی دیگر، سعی شده است در بخش پرسش و پاسخ با مرور خاطرههایی چند و بهمنظور رونقِ بخش شفاهی، برخی اطلاعات شخصی بهروزرسانی شود.»
مجموعهمقالات این کتاب دربارهٔ ۳۱ چهرهٔ برجستهٔ ادبیات معاصر ایران یعنی صادق هدایت، صادق چوبک، سیمین دانشور، ابراهیم گلستان، جلال آل احمد، پرویز شاپور، احمد شاملو، سهراب سپهری، احمد محمود، فروغ فرخزاد، رضا براهنی، غلامحسین ساعدی، نادر ابراهیمی، بهرام صادقی، اسماعیل خویی، اکبر رادی، محمود دولتآبادی، سعید سلطانپور، علیاشرف درویشیان، علی باباچاهی، محمد مختاری، نسیم خاکسار، مهدی سحابی، اصغر الهی، مسعود بهنود، عمران صلاحی، فرخنده حاجیزاده، مسعود نقرهکار، محمدجعفر پوینده، علی دهباشی و جمشید برزگر است. در پایان هر بخش از مقالات، پرسش و پاسخهای بین بهاره دهکردی، گردآوردنده و تنظیمکنندهٔ کتاب، و محمد محمدعلی دربارهٔ آن شخصیت ادبی آورده شده است.
******
دکتر فرزان سجودی زبانسناس و نشانهشناس، در بخشی از سخنانش در مراسم رونمایی کتاب گفت:
«گردآوری متنهای پراکنده که در طول چند دهه نوشته شدهاند، و زندهکردن آنها در قالبی جدید، فعالیتی است علیه فراموشی و مرگ. این سنت مدونکردن، و طبقهبندی گذشته، جانِتازهبخشیدن به متون پراکنده، نقشی حیاتی در غنای انبارهٔ فرهنگ و حفظ پیوستگی فرهنگی بازی میکند. نوشتههایی که ممکن بود بسیاری از ما از وجودشان و از اهمیتشان در تاریخ ادبیات معاصر اطلاعی نداشته باشیم یا در دسترسمان نباشد، امروز در شکل کتابی پاکیزه در اختیار ماست. راه پویایی فرهنگ همین است. چرا که از سویی تقدیس گذشته آن را از متن فروکاسته و به شیئی مقدس تبدیل میکند، و از سوی دیگر نادیدهانگاشتن و بیاهمیت تلقیکردن گذشته، جریان پیوسته و پویای فرهنگ را مختل میکند. هر دوی این رویکردها به گذشته، تجربهٔ زیستهٔ انسان را ابتر میکنند. فقط گفتوگوی فعال انتقادی با گذشته و حفظ آن بهمثابهٔ متن پویاست که پیوستگی و در همان حال دگرگونی پویای فرهنگ را تضمین میکند.
بهنظر من این کتاب از جهت دیگری نیز قابلتأمل جدی است. میخواهم دربارهٔ ژورنالیسم ادبی حرف بزنم و جایگاه ویژهای که محمدعلی در آن داشت. معمول است که بین ژورنالیسم ادبی و نقد آکادمیک یا دانشگاهی تمایز قائل میشوند که البته تمایز درستی است، اما متأسفانه معمول است که به ژورنالیسم ادبی در قیاس با نقد ادبی دانشگاهی جایگاهی فرودست داده میشود…
اجازه بدهید اشارهای کنم به آفات ژورنالیسم ادبی، تا اهمیت کار محمدعلی روشنتر شود. ژورنالیسم ادبی یا بیرمق شد، چون بسیاری آن را متأسفانه در شأن خود نمیدانستند یا از مبانی این ژانر فاصله گرفت و سعی کرد خود را با شیوهٔ نگارش نقد دانشگاهی همسو کند که بدتر مایهٔ ابترشدنش شد. فکر کنید یادداشتی یا مقالهای در صفحهٔ ادبی روزنامه یا هفتهنامهای ادبی در مورد رمانی میخوانید و در همان یادداشت کوتاه با نقلقولهای متعدد به نظریهپردازان ادبی و فیلسوفان مواجه میشوید. این یعنی نویسنده جایگاه ژورنالیسم ادبی را درک نکرده است و آن را از کار انداخته است. یا از سوی دیگر مطالبی سردستی در حد شرح پیرنگ رمان و خلاصهٔ آن نوشته میشود که باز بهطریقی دیگر ژورنالیسم ادبی را بیمایه و ناکارآمد میکند.
نوشتههای محمدعلی که در کتاب یادگاری روی دیوار دیگران گردآورده شدهاند، اما، بهدلایلی که برخواهم شمرد نمونهای مثالزدنی از ژورنالیسم ادبی حرفهای است.
یکم، سبک نثر است. سبک نثر محمدعلی در این نوشتهها پاکیزه، روان، خوشخوان، صمیمی و بیتکلف است. آن دسته که به نقد نزدیکترند، نثر کموبیش ساده و آسانیابی دارند و از پیچیدگی و ابهام غیرضروری که منجر به دشواری خواندن و دریافت میشود در آنها اثری نیست…
دوم، اشراف نویسنده است به فضای ادبی دستِکم پنج دهه، از دههٔ چهل گرفته تا پایان دههٔ نود. نویسندگان و شاعران، محافل ادبی، مجلات ادبی و صفحات ادبی روزنامهها، رخدادها، نهادها مثل کانون نویسندگان ایران، سانسور و ضرورت مبارزه با آن، همه در حوزهٔ تجربهٔ زیستهٔ محمدعلی قرار میگیرند و روایت او از آنها روایتی دستاول است که بیتعصب و دلنشین بیان شده است…
سوم، اشراف نویسنده است به آثاری که در طول این سالها نوشته شده است. محمدعلی در نقش یک ژورنالیست ادبی، نهتنها از جزئیترین رخدادها و حالوهوای فضای ادبی اطلاع دارد و آنها را به شیوایی تمام مینویسد، بلکه این نوشتهها گواه آناند که تقریباً متنی نیست که در ادبیات داستانی و شعر فارسی در این سالها نوشته شده باشد و او آنها را با دقت و ریزبینی نخوانده باشد. ژورنالیست ادبی آماتور نگاه سرسری و گذری به آثار ادبی دارد، اما نوشتههای محمدعلی نشاندهندهٔ نگاه ریزبین و ژرف او به آثار ادبی است که تقریباً هیچیک را نخوانده نگذاشته است.
سرانجام باید بگویم که گفتوگوهای محمدعلی و بهاره دهکردی در پایان هر بخش از این کتاب در واقع آغاز نوعی بازخوانی فعال این نوشتههاست که برخی سالیان بسیار از نوشتنشان گذشته است. بازخوانی فعالی که خواننده باید در گفتوگوی خود با متن به آن تداوم ببخشد… »






