توضیحات
نویسنده: محمد محمدعلی
ویراستار: سیما غفارزاده
عکس روی جلد: سیما غفارزاده
شابک نسخهٔ چاپی: 978-1-7777355-4-8
شابک نسخهٔ الکترونیک: 978-1-7777355-5-5
خطابههای راهراه: داستانی ناتمام» آخرین رمان زندهیاد محمد محمدعلی، نویسنده، مدرس داستاننویسی و پژوهشگر است.
برگرفته از کتاب:
«قرار بود هفتهٔ آینده دربارهٔ واگویههای درونی صحبت کند و برسد به ویژگیهای جریان سیال ذهن که یاد این داستان قدیمی صد صفحهای دستنویس خودش افتاد. مردد بود که مصداق خوبی باشد برای هنرجویان، اما از کشو بیرونش کشید تا ضمن مرور، در صورت نیاز اصلاحش کند. سرانجام بگوید چگونه یک داستان از خیال به واقعیت نزدیک میشود.»
*****
رمان «خطابههای راهراه» ادامۀ تجربۀ محمدعلی در نوشتن فراداستان یا متافیکشن است. رمان، داستانی است دربارﮤ داستان. نویسنده خود یکی از شخصیتهای این رمان است. شاهد رفت و برگشتهایی بین جهانهای داستانی هستیم که برخی خود را «واقعیت» جلوه میدهند و برخی دیگر بهاصطلاح داستانیترند. هرچند همانطور که پیشتر گفتم، هر بهاصطلاح واقعیتی سرانجام داستان است و در زبان اتفاق میافتد. محمدعلی میکوشد فضایی چندصدایی ایجاد کند و ماجرا را که در فضای روشنفکریِ ایرانِ قبل از انقلاب، البته روشنفکر کافه نادری، شروع میشود و در زمان معاصر در مواجهۀ سه رفیق قدیمی در اروپا بازگفته میشود، از زاویۀ دید شخصیتهای متفاوت بگوید.
. . .
رمان، تجربۀ تکنیکی بسیار موفقی است، گذشته، تاریخِ بخش مشخصی از روشنفکری معاصر، عشق، اخلاق، جنسیت و قضاوت گرهگاههای کانونی رماناند.
برگرفته از سخنان دکتر فرزان سجودی، زبانشناس و نشانهشناس، در مراسم نکوداشت استاد محمد محمدعلی در ونکوور و رونمایی از آخرین کتابش «خطابههای راهراه: داستانی ناتمام» در تاریخ ۱۸ ژوئن ۲۰۲۳
* * * * *
این شخصیترین اثر محمدعلی، در واپسین نوشتههایش، بازگشت به تجربۀ زیسته و دنیای درون نویسنده بود. ماجرای زنی معمولی در میان مردان روشنفکر و همزمان برخاستن از خاکستر آتشی که جامعهای تا عمق جان مردسالار بر هویت و هستیاش انداخته. دو مرد اهل ادب و اندیشۀ داستان اگرچه هر دو تلاش میکنند در تعامل نسبی با لیلی پا در جهان او بگذارند، ولی در نهایت مغلوب فرهنگی میشوند که نیاز به بازبینی اساسی در بنیانهای فکری خود در مواجهه با مسئلۀ جنسیت دارد. تردیدی نیست که این اثر هم مثل چند نوشتۀ اخیر او، مطالعه در زیست و زمانۀ زن ایرانی بوده. برای همین هم سراسر متن در گفتوگو با بوف کور هدایت و دوگانۀ لکاته-اثیریاش و ماجرای مسیح و دو مریمِ زندگیاش مدام در رفت و آمد است. محمدعلی اما از دنیای تیره و بی روزنِ داستانهای اینچنینی عبور میکند و سمت روشنی و زندگی میایستد.
امیرحسین یزدانبد، نویسنده
* * * * *
در کتاب «خطابههای راهراه: داستانی ناتمام» که کمتر از سه ماه پیش از درگذشت ناگهانی او در کانادا منتشر و باحضور او رونمایی شد، ما با سبکی ابتکاری از داستانپردازی روبهرو میشویم، گویی او که در کنار داستاننویسی بیش از دو دهه در ایران و پس از مهاجرت در کانادا آموزگاری عاشق برای نسلی از داستاننویسان بود، در این خطابهها در کنار خلق یک اثر ادبی ارزشمند چکیدهای از افکار و احساسات انسانی خود را در میان سطرها و صفحات داستان به ما و آیندگان ارزانی میدارد. با خواندن این کتاب و با آگاهی و شریکشدن در تجربۀ زیستۀ راویان صمیمی داستان که بخشی از سرنوشت مشترک انسانها را حکایت میکنند، به کشفی دیگر بار از خود بهعنوان حلقهای از زنجیرﮤ بشریت دست مییابیم. اینجاست که چنین داستانهایی را بهمثابه درمانی برای رنج مشترک بشر در تحمل بار هستی میدانم. در خطابههای راهراه، دگربار با انسان و سرنوشت او در نگاهی تازه روبهرو میشویم. داستانی غمناک و امیدبخش همچون خود زندگی.
. . .
او بیهوده عبارت «داستانی ناتمام» را به عنوان کتاب آخرش اضافه نکرده است. گویی به من و ما یادآور میشود که نهتنها زندگی او بلکه اساساً زندگی، داستانی ناتمام است که با دیگران ادامه مییابد.
بهاحترام قلم انسانی محمد محمدعلی و بهیاد شخصیت والا، صمیمی و دوستداشتنی او کلاه از سر برمیداریم و راه را از خطابههای او پی میگیریم.
برگرفته از مقالۀ دکتر سعید ممتازی، نویسنده، مترجم و روانشناس، با عنوان هفت درس عشق از زبان محمد محمدعلی؛ در کتاب «خطابههای راهراه: داستانی ناتمام»، آخرین کتاب منتشرشدﮤ او که در یادنامۀ «استاد محمد محمدعلی» از سوی دوهفتهنامۀ رسانۀ همیاری در تاریخ ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۳ در ونکوور منتشر شد.
* * * * *
«خطابههای راهراه» مجموعهای است از خردهروایتهای زمانبندیشده که در یک کلانساختار، واگویههای ذهنی نویسنده را عریان میسازد. این عریانی ذهن، تابع یک گفتمان روایی متکثر و گونهگون است که خواننده نیز در آن سهیم است. مشارکت مخاطب در متنِ رویدادهایی که نویسنده بازگو میکند، اگر موجب برانگیختن حس همذاتپنداری هم نشود، قطعاً او را با خود همراه میکند. این داستان ناتمام از ابتدا با تعلیق شروع میشود، تعلیقی که متکی بر عناصر زبانی و شیوﮤ روایتی است که نویسنده برگزیده، نه حوادث و رویدادهایی که خاص قصههای کلاسیک است.
. . .
خواننده خود میتواند رد آن خطابۀ ناتمام را بگیرد و با نویسنده قدم بزند و به داستان او گوش فرا دهد. آنجا که سخن به پایان میرسد، آغاز دیگری است…
برگرفته از مقالۀ «خطابههای راهراه»؛ از واگویههای ذهن نویسنده تا تجسم جهان پیرامونی، نوشتۀ دکتر نگین ساسانفر، منتشرشده در دوهفتهنامۀ رسانۀ همیاری در ونکوور در تاریخ ۴ اوت ۲۰۲۳
* * * * *
محمدعلی امروز بهبیان خودش در عنوان فرعی آخرین رمانش، داستانی ناتمام است. داستان تمامشده خودِ مرگ است. چه چیز شیرینتر از داستانی ناتمام که مرگ را شکست میدهد و ما را پیوسته به خواندن ادامۀ داستان فرامیخواند.
برگرفته از سخنان دکتر فرزان سجودی، زبانشناس و نشانهشناس، در کتابخانۀ وست ونکوور پس از پایان مراسم خاکسپاری استاد محمدعلی در تاریخ ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۳






